بانک دی وی دی - خبر : نقد و بررسی سریال چهره پادشاه

نقد و بررسی سریال چهره پادشاه

كد خبر  :  3710 تاريخ خبر  : 1394/05/28 - 03:36:09
نقد و بررسی سریال چهره پادشاه خلاصه و نقدی بر چهره پادشاه: تلاش نافرجام ! چهره پادشاه ، شاهزاده گوانگهه و تقابل او با پدرش شاه سونجو . همین یک خط میتواند خلاصه ای باشد بر...

خلاصه و نقدی بر چهره پادشاه:

تلاش نافرجام !

 

چهره پادشاه ،  شاهزاده گوانگهه و تقابل او با پدرش شاه سونجو .

همین یک خط میتواند خلاصه ای باشد بر «چهره پادشاه»

سریال ۲۳ قسمتی چهره پادشاه محصول ۲۰۱۴ kbs2 تلاشی بود از این شبکه برای ساخت درامی جذاب،زیبا و دیدنی.

به ادامه مطلب بروید.

سریال در ریتینگ عملکرد خوبی نداشت و ریتینگ پایینی را کسب کرد.

بی مقدمه به سراغ توضیحات سریال می رویم.

شاهزاده گوانگهه و برادرانش در تلاش اند تا عنوان ولیعهدی را از آن خود کنند.

پادشاه اما نگاه بدی نسبت به گوانگهه دارد زیرا بر اساس اصول چهره شناسی (گوانگهه) چهره یک پادشاه را دارد حال آنکه خود شاه سونجو چنین چهره ای ندارد.

سریال پای یک زن را به میان می کشد او ابتدا معشوقه گوانگهه می شود سپس معشوقه پدرش !

۱۱

حالا به سراغ  نکات سریال می رویم:

-سریال از نظر کیفی شباهت عجیبی با «دو دوست» دارد، هر دو را می شود از یک طبقه دانست .

چهره پادشاه، با تمرکز بر روی کتابی به همین نام که در اوایل دوره چوسون نوشته شده آغاز میشود.

پادشاه سونجو با توجه به توضیحات این کتاب فاقد شرایط پادشاهی است.

او شدیدا از اینکه سلطنتش را از دست بدهد در هراس است.

-سونجو تمایل به (نقش منفی) دارد شاهی بی لیاقت که با شیوه های اشباه حکمرانی و عدم توانایی در ایستادگی برابر اشراف ، کشور را به نابودی کشانده است.

-گوانگهه بازیگر بدی دارد . سردی خاص چهره و بازی اش علی رغم تلاش بازیگرش برای گرم کردن ! اما (تلاشی نافرجام) است.

۰۲

-تم سیاسی غالب است ، اما سریال شدیدا تمایل دارد عاشقانه ای را هم وارد کار کند.دختر یکی از وزرا که نقش اول زن است مسئول این عملیات است. که البته مثل گوانگهه بازی اش تخت و بی روح است.

این اولین مشکل تم عاشقانه است.

-مشکل دوم جنس این رابطه است. عاشقانه چهره پادشاه عاشقانه ای از جنس «ماه در آغوش خورشید» است. عشقی که از دوران کودکی  آغاز می شود(حالا اینکه یک کودک چه درکی از عشق و علاقه ازدواج ! دارد خود سوالی بی پاسخ است)

این جنس عاشقانه ها محکوم به شکستند (البته دلایل موفقیت ماه و خورشید پیشتر بررسی شده است) و جلوه زیبایی به کار نمی دهند.

-پادشاه ۵ همسر دارد که  یکی از صیغه ها سودای نشاندن پسرش بر تخت شاهی را در سر دارد ، شاه از ملکه پسری ندارد و تمامی پسرانش از مادران صیغه متولد شده اند.

نام این زن (کیم گویین) است و در ادامه نقشش پررنگ تر خواهد شد.

-به  اعتقاد نویسنده اگر سریال را با محوریت (شاه سونجو) میساختند و او نقش اول می شد به مراتب با سریال با کیفیت تری رو به رو میشدیم.

بازیگرش سبک زیبایی در بازیگری دارد و نقش خوبی هم برایش نوشته شده است.

-در قسمتهای اولیه ریتم سریال کند است.انگار برخی جاها کار به جلو نمی رود و حوصله بیننده سر می رود.

-قسمت ششم، حالا گوانگهه به اتهام تلاش برای ترور برادرش عزل شده است.

 

شاه به دنبال تعقیب و مجازات انجمن مخفی (ددونگ) است.

سریال به نسبت ابتدایش کمی بهتر شده است اما…

(چهره پادشاه) چند ایراد بزرگ دارد.

نقش اول، بازیگر نقش گوانگهه علی رغم بازی نسبتا خوبی که ارائه می دهد اما با  کاراکتر گوانگهه جور نیست.

اگر همین بازیگر را برای نقش دیگری می گذاشتند نتیجه بهتر میشد. گوانگهه هرچه که هست به او نمی آید.

سرد بودن عاشقانه:

عاشقانه ای که سریال شدیدا روی آن تاکید دارد ، اما خوب از آب در نمی آید.

(کاهی) نقش اول زن سریال زیادی سرد و بی احساس است .

این زوج عشقی از همان ابتدا هم اشتباه انتخاب شده بودند. شکست کارگردان در به تصویر کشیدن این عاشقانه آنجایی است که ما بعنوان بیننده در سکانسهای دو نفره شان تپش قلب نمی گیریم.

-گوانگهه چهره مثبتی دارد مثبت تام. بارها گفتیم که چنین کاراکترهایی (نمی گیرند !)

مثبت بودنش دیگر کمی زیاد از حد است.گوانگهه واقعی به احتمال زیاد چنین فرشته ای نبوده است !

سریال متوسط است . برخلاف اندک جذابیتهایش، اندک قصه گویی هایش ، اما هنوز «متوسط» است.

-فیلمنامه خیلی جاها قصه گویی را فراموش می کند، فراموش می کند که باید مخاطب را درگیر کند و این کار را نمی کند بطوریکه عجله و اشتیاقی برای قسمت بعد نداریم.و (یی سان) وار ، سریال را ادامه میدهیم.

 

-پایان گوانگهه را تقریبا همه می دانیم، هرچند هنوز به نخ نمایی(ولیعهد سادو) نشده اما می دانیم که او را برکنار و تبعید می کنند و جانشینش می شود شاه اینجو و فرزندش ولیعهد سوهیون و «سه تفنگدار» !

اینکه سریال تا کجا جلو می رود مشخص نیست.

-سکانس اول ،جایی بود که گوانگهه را در مقبره پادشاهان چوسون دستگیر می کنند.

سپس فلش بک می خوریم به سالها قبل ، و ما همچنان در فلش بک هستیم.

این چندمین سریالی است که نقد می شود و عبارت (شاهکار) برایش به کار برده نمی شود.

البته که «درب اسرار آمیز» بسیار زیبا بود . که در نقدش رفت توضیحش.

اما هنوز راه است تا «درختی با ریشه های عمیق » شدن راه  است تا «شکارچیان برده» و رسیدن به مقام «مرد شاهزاده»

-چهره پادشاه کم کم در حال بهتر شدن است. اما روند بهبود کمی کند است . حوالی قسمت ۱۰ هستیم و هنوز برخی جاها احساس خستگی می کنیم.

-پیرمرد پیشگو چند باری این جمله را تکرار می کند«بزودی در چوسون اتفاق وحشتناکی رخ میدهد» سریال هیچ گرایی نمی دهد که بدانیم این اتفاق وحشتناک چیست.

سکانس پایانی قسمت ۱۱ جایی است که بطور قطع می فهمیم اوضاع از چه قرار است.

اینجا درست آغاز جنگ ایمجین به دست ژنرال «هیدیوشی تویوتومی» فرمانده ارتش ژاپن است.

-اینجا لحظه حساسی است. (چهره پادشاه) یک شمشیر دولبه در اختیار دارد.

 

کارگردان به طرز ماهرانه ای جنگ را وارد کار کرده است. هیجان سریال به طرز چشمگیری  بالا رفته است.حالا اگر سریال بتواند از جنگ بعنوان گزینه ای برای بالابردن جذابیت کار استفاده کند، بازی را برده است اما اگر جنگ محدود شود به قصر و خبر جنگ که هر لحظه می رسد و … سریال چیزی را رو نکند آنوقت باخته است.

(گوهجون را به یاد بیاورید که جنگ چه کمکی برایش بود)

-مسلما یکی از دلایل راه افتادن موج (گوانگهه سازی) در میان شبکه ها همین برهه زمانی حساس است.آغاز جنگ ایمجین جایی که جینگ بی روک هم در همین سالها قرار دارد ، و همینطور (یی سون شین جاوادان)

-جنگ ایمجین آغاز میشود در دو قسمت اولش هیچ صحنه جنگی دیده نمی  شود ، سریال اما هیجانش بالاتر رفته است.

-ژاپنی ها قصر را میگیرند و شاه از قصر فرار میکند و ولیعهد را که همان گوانگهه است می گذارد محافظ پایتخت.

بعد ازمدتها ،گوانگهه و یارانش ژاپنی ها را از قصر بیرون میکنند.

سریال به جز چند درگیری و چند سکانس جنگی چیز خاصی رو نمی کند شمشیر دولبه خوب عمل نمی کند اما نمی توان منکر افزایش کیفی سریال شد.

-جنگ تمام می شود و چوسون با کمک مینگ برنده جنگ می شود ، حالا سریال شاهد یک تغییر عمده می شود.

-۵ سال به جلو می رویم و جنگ ایمجین که حالا مدتهاست تمام شده، پادشاه مریض است ولی مهمترین تغییر سریال پدیدار شدن یک بدمن حرفه ای است در قطب مخالف گوانگهه .

(کیم دو چی) کسی که از زمان جنگ با (کیم گویین) صیغه شاه متحد شده بود حالا یک شخص قدرتمند شده که قصد دارد سد راه گوانگهه شود.

این فلش  فوروارد در قسمت ۱۶ رخ می دهد و کیم دو چی حالا یک افسر با نفوذ دربار است.

اینجا سریال یک مورد دیگر را هم فاش میکند.

«کیم گویین»همسر شاه دو پسر دارد، پسر بزرکش که رقیب گوانگهه بود در جریان جنگ بیمار شد و درگذشت.

اما فرزند دومش حالا هویتش فاش می شود، او پدر (شاه اینجو) است، کسیکه گوانگهه را از تخت به زیر می کشد و خود شاه میشود.

-بدون اغراق از قسمت ۱۶ چهره پادشاه از (متوسط) بودن فاصله گرفته و بالاتر رفته است.

-خطرات برای گوانگهه روز به روز بیشتر می شود و (کاهی) معشوقه سابقش برای محافظت کردن از او به دربار می آید و میشود همسر (شاه سونجو /پدر گوانگهه).

او این کار را می کند زیرا پیشگوها گفته بودند چهره او مکمل چهره ناقص پادشاه است و حضورش در کنار شاه خوشبختی را عاید کشور می کند.

بانو کیم گاهی وارد قصر میشود او سالها قبل عضو انجمن مخفی (ددونگ) بوده که رئیسش همین (کیم دوچی) رقیب گوانگهه بوده است.

کیم دو چی که  از ماجرای عاشقانه گوانگهه و گاهی باخبر بود ترتیب ملاقات آنها باهم را می دهد و همزمان شاه را به آنجا می آورد.

 

پادشاه آشکارا در دلش شک رخنه می کند.

-ورود ماجرای جورچن ها تقابل میان کیم دو چی و گوانگهه را بالاتر برده است. اما اوج هیجان جایی است که (رئیس کیم) ماجرای انتخاب ملکه جدید را مطرح می کند.

در همین میان اتحاد میان کیم دو چی(رئیس کیم) و بانو(کیم گویین) صیغه شاه شکسته می شود.

-کیم دو چی در اوایل سریال معاون رئیس انجمن ددونگ بود.گروهی که برای نجات مردم می جنگیدند.

رئیس ددونگ کشته می شود و او جانشینش می شود، چند سال بعد او وارد ماجراهای سیاسی شده و از انجمن ددونگ خارج می شود او بطور کلی تغییر شخصیت و عقیده می دهد.

در ابتدای سریال نقش او چندان جالب نبود، شخصیت پردازی اش تکراری بود و حرف تازه ای برای گفتن نداشت،اما پس از فلش فوروارد  و حضور قدرتمند او در قصر و دست راست پادشاه شدنش…

حالا هم او و هم سریال جان تازه ای گرفته اند. (رئیس کیم) حالا پرستیژ یک ضد قهرمان را گرفته و سریال را بالاتر برده است.

-بانو کیم(کاهی) هم که حالا همسر پادشاه شده ، گریم و منش اخلاقی اش ما را به یاد (دونگ یی) می اندازد . چهره او بسیار شبیه به دونگ یی شده هرچند شخصیت دونگ یی از عمق بیشتری برخوردار بود.

-در کل اگر بازی بازیگران را در کفه ترازو بگذاریم،(چهره پادشاه) همچنان ضعف بازیگری دارد.

قسمت ۲۰ سکانس آخر ملکه جدید انتخاب میشود آنهم گزینه پیشنهادی ولیعهد. کیم دو چی شکست خورده شب به اتاق ملکه جدید می رود و…

ملکه انتخاب شده را روز بعد مرده پیدا می کنند.

گزینه پیشنهادی (کیم دو چی) ملکه می شود.

-سطح هیجان سریال حالا در قسمت ۲۰ به اوج رسیده است و سریال حقیقتا زیبا شده است.

 

 

* * * * *  * * *خطر لو رفتن سریال * * * * * ** * *

 

سکانس آخر قسمت ۲۱ کیم دو چی که سالها در پی یافتن کتاب چهره پادشاه بوده برای به اثبات رساندن بی کفایتی شاه و به تخت نشستن خودش ، با نیرنگ خواجه ارشد قصر که وانمود می کند کتاب را دارد، به دام می افتد.

کیم دو چی، اشتباهات استراتژیک زیادی داشت.اینکه گذاشت «گاهی» در قصر بماند، اینکه گذشته اش به واسطه حضور گاهی در اردوی گوانگهه لو رفت و از همین گذشته بر علیه ش استفاده شد .

او گاهی را که مهمترین دشمنش بود(چون از او اطلاعات داشت) کنار گوانگهه تحمل کرد ، و کاری نکرد که او از قصر برود.

 

اما فردای دستگیری کیم دو چی ، او با کمک ملکه ای که خودش منصوبش کرده بود از زندان فرار میکند.

سریال یک قسمت کاهش را تجربه می کند و در ایستگاه ۲۳ به پایان می رسد.

متاسفانه پایان حرفه ای را شاهد نبودیم و این کاهش قسمت ضربه بدی به کار زد.

باز هم فلش فوروارد به چند سال بعد حالا شاه مرده و گوانگهه پادشاه شده است.

او نقشه می کشد که کیم دو چی را به قصر کشانده و بکشد، نقشه لو می رود اما رئیس کیم که حالا متحد برادر بزرگ گوانگهه (ایمهه) شده برای شورش ، باز هم با تعداد کمی سرباز به قصر حمله می کند، نیروهایش در چشم به هم زدنی نابود می شوند و خودش بعد از یک درگیری زیبا با گوانگهه زخمی میشود و در نهایت خودکشی می کند.

 

-پادشاه سونجو که در چند قسمت قبل از فرط عصبانیت در حال صدور فرمان قتل گوانگهه بود توسط گاهی مسموم میشود و میمیرد (گاهی) هم خودکشی میکند اما زنده میماند.

سریال کاملا پایانش را جمع می کند، و ( سر و ته قضیه را هم میاورد) و گرنه اینگونه نباید شخصیت ها را به سرانجام میرساند به خصوص از بین بردن کیم دو چی که شدیدا احمقانه بود.

-گوانگهه به تخت می نشیند و با اعلام طرح اصلاح مالیاتی ، سریال به پایان می رسد.

 

 

 

             * * * * * * *پایان خطر لو رفتن سریال  * * * * * * *

پسگفتار:

 

-چهره پادشاه در نیمه پایانیش واقعا جذاب بود ، تازه در حال حس کردن عطر آشنای kbs2 بودیم که قسمت اخر رسید و ….

-چهره پادشاه علی رغم همه این شایستگی های نیمه پایانیش اما باز هم در جمع بندی (متوسط ) است.

در افت درام سازی kbs2 شکی نیست شبکه ای که زمانی سلطان درام بود حالا انگار تیرهایش به سنگ می خورد ، انگار دیگر نمی تواند یک شاهکار بسازد، تلاش هایش (نافرجام) است.

Mbc جایگاهش را گفته و درام های با کیفیتی می سازد.

(مهمانخانه دار) دیگر اوج تلاش این شبکه برای ساخت سریالی جذاب است.

Kbs بزرگ ترین کارگردانش را به خدمت گرفته…

باید دید نتیجه چه میشود.

Kbs  ! تلاشت ستدونی است  اما باید بدانی که همیشه (فرصت) جبران منتظر نمی ماند….

تگ های نقد و بررسی سریال چهره پادشاه

نظرات

شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي