زندگی نامه ژنرال کیم یوشین (ژنرال ارشد کشور شیلا)

كد خبر  :  4012 تاريخ خبر  : 1394/09/01 - 04:09:58
زندگی نامه ژنرال کیم یوشین (ژنرال ارشد کشور شیلا) کیم یو شین متولد سال پانصد و نود و پنج ژنرالی در قرن هفتم میلادی در شیلا بود.او اتحاد شبه جزیره کره توسط شیلا که تحت فرمانروایی پادشاه مویئول و پادشاه...

کیم یو شین متولد سال پانصد و نود و پنج ژنرالی در قرن هفتم میلادی در شیلا بود.او اتحاد شبه جزیره کره توسط شیلا که تحت فرمانروایی پادشاه مویئول و پادشاه مونمو بود هدایت کرد.

YuShin-181x250

گفته می شود او بایستی نتیجه امپراطور گاهه اخرین فرمانروای کشور گایا باشد.همچنین به وی یکی از بالاترین مقام ها در سیستم رده بندی اشراف شیلا که به سیاستمداران و نظامیان داده می شد اعطا شده بود.او در گیانگ بدنیا امد و در حالی که فقط پانزده ساله بود جنگجوی هورانگ شد.در سن هیجده سالگی وی تبدیل به یک شمشیر باز ماهر و رهبر هوارانگ هو شد.در سن سی و چهار سالگی به وی فرماندهی کل قوای نیروهای مسلح شیلایی داده شد.سه سال بعد دختر خاله کیم یو شین (شاهزاده دئوک من)با عنوان سئون دوک امپراطوریس شیلا شد و وی کیم یو شین را به عنوان فرمانده ارتش سلطنتی منسوب کرد.در طول سلطنت امپراطوریس سئوندوک کیم یوشین صاحب ده ها هزار سرباز خصوصی شد و توانست نبردهای زیادی بر علیه باکجه را پیروز شود و تبدیل به یکی از قدرتمندترین مردان شیلا شود.
هنرهای رزمی:احتمال می رود اولین رهبری کیم یوشین در نبردها،در حدود سال ششصد و بیست و نه اتفاق افتاده است و در طول ان وی توانایی خود را به عنوان یک مبارز به سرعت به اثبات رساند.شیلا در نبردی دائمی با همسایه غربی خود باکجه بر سر قلمرو خود بود.هر دو طرف موفقیت ها و شکست هایی داشتند و نبرد برای سال های متمادی ادامه داشت.در این زمان بود که کیم رده های نظامی را پیمود،به مقام یک ژنرال رسید و یک فرمانده ماهر میدان جنگ شد.شیلا و باکجه اتحادی را در جهت مبارزه با گوگوریو و قصد ان به تحت فشار قرار دادن قسمت جنوبی شبه جزیره شکل دادند و با هم یک حمله موفقیت امیز بر علیه گوگوریو راه انداختند.شیلا مناطق شمالی و باکجهگقسمتی از جنوب رودخانه هان را تصرف کردند اما شیلا برای اینکه ادعای مالکیت بر هر دو ناحیه را داشت اتحاد را شکست و به باکجه حمله کرد.

بعد از این خیانت باکجه با گوگوریو متحد شد.زمانی که گوگوریو و باکجه در سال ششصد و پنجاه و پنج به شیلا حمله کردند نیروهای شیلا به منظور نبرد با مهاجمان به نیروهایی از تانگ ملحق شدند.اگرچه به روشنی مشخص نیست کیم یو شین چه زمانی برای اولین بار ژنرال شده است اما او یقینا نیروهای شیلا را در این زمان هدایت می کرد.در تابستان سال ششصد و شصت،پادشاه مویئول (کیم چون چو) و ولیعهد یوم مین کمپی را در نامچون با ارتشی بزرگ به منظور حمله به باکجه دائر کردند.کیم اینمون به منظور درخواست سرباز به تانگ رفت و با ژنرال های چینی(سو تینگ فانگ و لیو پو یینگ) که صد و سی هزار سرباز را هدایت می کردند و از دریا گذشته و در جزیره تونگ مول پهلو گرفتا بودند برگشت.پادشاه به ولیعهد،کیم یو شین،چینجو،چونجون و دیگران دستور داد تا یکصد کشتی بزرگ را با سربازان بارگیری کنند و اماده همراه با ارتش تانگ شوند.سرانجام کیم یوشین به سابی پایتخت باکجه در نبرد هوانگ سان بئول که یکی از مشهورترین نبردهای قرن بود حمله کرد.مدافعان باکجه ای که فقط توسط ژنرال گی بک هدایت می شدند نبرد عادلانه ای با جنگجویان کیم نداشتند زیرا تعدادشان ده برابر کمتر از نیروهای شیلا بود.باکجه که پیشتر مشکلات سیاسی داخلی را متحمل شده بود فروریخت.ژنرال سو تینگ فانگ پیشنهاد کرد که کل باکجه را به یوشین،اینمون و یانگدو بدهند اما انها قبول نکردند.پادشاه مویئول بالاترین مقام شیلا (ریئس الوزرا)را به کیم یوشین اعطا کرد.به محض اینکه باکجه شکست داده شد نیروهای تانگ در تپه های سابی اردو زدند و پنهانی نقشه کشیدند تا به شیلا حمله کنند.پادشاه شیلا فهمید و مقاماتش را برای طرح ریزی یک استراتژی فراخواند.زمانی که ارتش تانگ فهمید که شیلا به نقشه انها پی برده است انها پادشاه باکجه را به همراه نود و سه مقام رسمی و بیست هزار سرباز زندانی برداشتند و در سومین روز از ماه نهم بادبان ها را از سابی به مقصد تانگ کشیدند.انها ژنرال لیو جن یوان را ر باکجه به منظور در اشغال داشتن ان برجا گذاشتند.هنگامی که ژنرال سوتینگ فانگ زندانیان را به امپراطور تانگ تقدیم کرد امپراطور دلیل حمله نکردن به شیلا را از وی جویا شد.او در پاسخ گفت:”پادشاه شیلا مهربان است و مردمش را دوست دارد افسران وی با وفاداری به ملت خود خدمت می کنند و پائین ترین مقام انها به بالاترین مقام انها به مانند پدر و برادر بزرگ تر خود خدمت می کنند.به رغم اینکا شیلا کشور کوچکی است هیچ کشوری نمی تواند بر علیه انها نقشه ای بکشد”.

:سپس نیروهای شیلایی به رهبری یوشین و متحدان تانگی انها از دو جهت به سمت گوگوریو حرکت کردند و در سال ششصد و شصت و یک انها به امپراطوری به ظاهر تسخیر نشدنی گوگوریو حمله کردند اما گوگوریو انها را دفع کرد.این تهاجم گوگوریو را ضعیف کرد.در سال ششصد و شصت و هفت تهاجم دیگری انجام شد که باعث نابودی گوگوریو در سال ششصد و شصت و هشت شد.تانگ دوباره سربازان خود را در مناطق سابق باکجه مستقر کرد و تصمیم داشت با حمله ای به شیلا کل شبه جزیره کره را تحت کنترل خود دراورد.در سال ششصد و هفتاد و شش در شانزدهمین سال سلطنت پادشاه مونمو شیلا چینی هاورا بیرون رانده و سرانجام سه سال بعد ار فوت کیم یوشین شبه جزیره کره متحد شد.
کیم یوشین و خانواده سلطنتی:کیم یو شین دو خواهر داشت (کیم یوهوی و کیم مونهوی).کیم مونهوی که بعدها با عنوان ملکه مونمیونگ شناخته شد با دوست دوران بچگی یوشین که همان کیم چون چو (پادشاه مویئول)بود ازدواج کرد.کیم چون چو و ملکه مونمیونگ والدین پادشاه مونمو و کیم اینمون بودند.بعد از اینکه همسر کیم یو شین فوت کرد او با سومین دختر کیم چون چو (بانو جیسو)ازدواج کرد که باعث نزدیکی بیشتر انها شد.در سال ششصد و چهل و دو باکجه بخش هایی از شیلا را اشغال کرد و کیم چون چو که عصبانی بود خواست تا برای گرفتن انتقام از باکجه به گوگوریو سفر کرده و سرباز درخواست کند.زمانی که چون چو اماده سفر بود قول داد تا در طی شصت روز برگردد سپس هر دو قسم یاد کردند تا برادر خونی باشند.زمانی که چون چو به دربار گوگوریو رسید پادشاه فهمید که وی یک مرد عادی نیست پس دستور داد او را برای اعدام زندانی کنند.بعد از شصت روز زمانی که چونچو برنگشت کیم یو شین سه هزار جنگجوی شجاع شیلایی را برای نبرد اماده کرد.اما قبل از تصمیم ملکه در خصوص زمان حرکت کیم یوشین پادشاه گوگوریو از نقشه شیلا توسط جاسوسانش اگاه شد و چون چو را ازاد کرد.یوشین ده فرزند داشت.پسر سوم وی (کیم وون سال)بعدها نقشی محوری در استقلال کامل شیلا از امپراطوری تانگ ایفا کرد.

یوشین وجود دارد که به فرزانگی و شجاعت وی به عنوان یک ژنرال شهادت می دهند.گفته می شود وی یکبار دستور داشت تا یک ارتش شورشی را سرکوب کند اما سربازان وی به دلیل مشاهده ی سقوط یک ستاره بزرگ از آسمان و بد یمن پنداشتن آن از نبرد سر باز زدند.برای بازیابی اعتماد به نفس سربازان،ژنرال از یک کایت که گلوله ای اتشین را به سمت آسمان حمل می کرد استفاده کرد.سربازان که مشاهده کردند ستاره به آسمان بر می گردد تجدید قوا کرده و شورشی ها را شکست دادند.همچنین ژنرال کیم به طرز خلاقانه ای از کایت ها به عنوان یک وسیله ارتباطی بین سربازانش زمانی که ان ها بایستی بین جزایر و سرزمین اصلی تقسیم می شدند استفاده کرد.در داستان دیگری امده است زمانی که شیلا با تانگ بر علیه باکجه متحد شد یک مشاجره بین یکی از فرماندهان کیم و سو جونگ بانگ (ژنرال تانگ)رخ داد.گفته می شود زمانی که مشاجره داشت به طور بالقوه ای به یک نزاع خونین تبدیل می شد شمشیر کیم از غلافش به دستش پرید زیرا اعتقاد بر این بود که شمشیر یک مبارز ذهن وی بود.این اتفاق باعث وحشت ژنرال تانگ و وی سریعا از افسران شیلا عذرخواهی کرد.
درست قبل از اخرین نبرد با باکجه پنجاه هزار جنگجوی دستچین شده تحت رهبری ژنرال کیم یوشین اماده می شدند تا همراه با صد و بیست و دو هزار و هفتصد و یازده سرباز ماهر از تانگ به رهبری “سو تینگ فانگ” بجنگند.یک پرنده درنده شروع به چرخیدن دور سر ژنرال “سو”کرد و یک پیشگو صراحتا بیان کرد که این یک نشانه بد برای کشته شدن قطعی وی در نبرد اینده است.ژنرال تانگ سر تا پا به لرزه افتاد و نزدیک بود به مردانش دستور بازگشت بدهد.کیم یوشین شمشیر درازش را از غلاف بیرون اورد و با حمله ای پرنده را کشت و ان را جلوی پای ژنرال قرار داد و گفت :”یک پرنده کوچک عجیب نمی تواند مانعی برای ارتش ما در برابر یک پادشاه بد باشد.”.

در سال ششصد و شصت و یک در طی سلطنت پادشاه جینپیونگ زمانی که کیم یوشین هفده ساله بود گوگوریو،باکجه و ماگال تجاوزی را به خاک شیلا شروع کردند.کیم یوشین که عصبانی بود به غاری در کوه چکنگ آک وارد شد.انجا وی روزه گرفت و سوگند یاد کرد تا به نابسامانی ها پایان دهد .بعد از چهار روز مردی که لباس خشنی به تن داشت بر وی ظاهر شد .کیم یوشین فهمید که وی یک فرد عادی نیست و به مدت هفت روز به وی التماس کرد تا رازهای مرد پیر را یاد بگیرد.سرانجام مرد پیر سخن گفت:”شما برای اتحاد سه امپراطوری تعیین شده اید اگرچه شما جوان هستید.این قطعا یک شخصیت قوی را نشان می دهد”.سپس مرد پیر به وی روش های سری را آموخت و در میان نور درخشان پنج رنگی ناپدید شد.
در سال ششصد و بیست و نه کیم یوشین در ارتش شیلا که تحت رهبری پدرش(سوهیون)بود می جنگید.سربازان اراده خود را بعد از شکست های متوالی در تصاحب دژ نانگ بی و کشته شدن تعداد زیادی از هم قطارانشان از دست دادند.کیم یوشین که در ان زمان فرمانده سربازان محافظ رده میانی بود به نزد پدرش رفت و قول داد به سربازان روحیه ببخشد.او به اسبش سوار شد در راهش تا کمپ دشمن مبارزه کرد و در نهایت سر ژنرال دشمن را برید.زمانی که سربازان شیلا وی را دیدند در حالی که سر ژنرال را در دست دارد بر میگردد به میدان جنگ شتافتند و بیش از پنج هزار سرباز دشمن را کشتند،بیش از هزار اسیر گرفتند و شهر محاصره شده تسلیم شد.

در طی زندگی اش کیم یوشین احساس می کرد که باکجه،گوگوریو و شیلا نبایستی کشورهای جداگانه ای باشند و باید متحد شوند.او به خاطر تلاش در جهت اتحاد شبه جزیره مورد احترام است و مشهورترین ژنرال در جنگ های اتحاد سه امپراطوری می باشد.وی به خاطر تلاش هایش در میادین نبرد به طرز سخاوتمندانه ای پاداش داده شد.کیم یوشین حق ورود به قصر در هر زمانی را دریافت کرد و همراهان وی هر کدام مقامی را دریافت کردند.در سال ششصد و شصت و هشت پادشاه مونمو به وی مقام افتخاری تدگاک کان (قاصد عالی دفاعی)را اعطا کرد.همچنین وی روستایی با پانصد خانوار در یافت کرد و در سال ششصد و شصت و نه وی صد و چهل و دو مزرعه پرورش اسب در سراسر کشور دریافت کرد.یک روز در ششمین ماه از سال ششصد و هفتاد و سه مردم صدها مرد زره پوش را دیدند که از خانه کیم یوشین خارج شده و ناگهان ناپدید شدند.زمانی که کیم یوشین این موضوع را شنید گفت:”انها سربازان مخفی تحت فرماندهی من بودند و احساس کردند شانس من رو به اتمام است و مرا ترک کردند .من خواهم مرد.” ده روز بعد او در بستر بیماری افتاد و در اولین روز از هفتمین ماه او در اتاق اصلی خانه اش فوت کرد و در کوهپایه کوه سونگهوا به خاک سپرده شد.پادشاه مونمو یک هزار توپ ابریشم رنگی و دو هزار کیسه برنج برای مراسم تشعیع وی فرستاد و به گارد سلطنتی دستور داد تا از مقبره وی محافظت کنند.کیم یوشین تا سن هفتاد و نه سالگی زندگی کرد و به عنوان یکی از مشهورترین ژنرال ها و اساتید شمشیر کره ای در تاریخ کره معروف است.او موضوع چندین داستان و افسانه کره ای می باشد و بسیاری از کره ای ها از ابتدای کودکی با وی اشنا هستند.در پی فوت وی ،او عنوان افتخاری “پادشاه هونگ مو” را دریافت کرد.مقبره وی مانند پادشاهان باشکوه ساخته شده است.
اگر به خاطر کیم یوشین نبود ملت کره متحد نمی شد و مردم کره نمی توانستند ملتی متمایز با فرهنگی منحصر به فرد باشند.این میراث نهایی ژنرال کیم یو شین است.

تگ های زندگی نامه ژنرال کیم یوشین (ژنرال ارشد کشور شیلا)

نظرات

شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي